جنگ داخلی اسپانیا، (۱۹۳۶-۱۹۳۹) شورشی نظامی علیه دولت وقت اسپانیا بود. پس از اینکه انتخابات سال ۱۹۳۶ به قدرت رسیدن ائتلاف “جبهه مردمی” (Frente Popular) که عمدتاً توسط احزاب چپ حمایت میشد را دربر داشت، قیامی نظامی در شهرهای دارای پادگان در سراسر اسپانیا شکل گرفت. این قیام به رهبری ملی گرایان شورشی و حمایت عناصری محافظه کار در روحانیون، ارتش و زمین داران و همچنین فاشیستهای حزب فالانژ (Falange) آغاز شد.
دولت جمهوری خواه حاکم، به رهبری نخست وزیران سوسیالیست فرانسیسکو لارگو کابالرو و خوان نگرین (۱۸۹۴ – ۱۹۵۶) و رئیس جمهور لیبرال، مانوئل آزانیا ایی دیاز، از حمایت کارگران و بسیاری از افراد طبقه متوسط تحصیل کرده و همچنین آنارشیستها و کمونیستهای مبارز برخوردار بود. نیروهای دولتی قیام را در اکثر مناطق به جز بخشهایی از شمال غربی و جنوب غربی اسپانیا که ناسیونالیستها کنترل آن را در دست داشتند و فرانسیسکو فرانکو را رئیس دولت میدانستند، سرکوب کردند. هر دو طرف مخالفان خود را سرکوب کردند. آنها در مجموع بیش از ۵۰ هزار نفر که مشکوک به همکاری با دشمن خود بوند را اعدام یا ترور کردند.
ناسیونالیستها که از خارج از کشور حمایت میشدند، تعداد زیادی سرباز، تانک و هواپیما از آلمان نازی و ایتالیا دریافت کردند. آنها در آن زمان از اسپانیا به عنوان محل آزمایش تاکتیکهای جدید جنگی، تانکها و هواپیماها استفاده میکردند. اتحاد جماهیر شوروی عمده تجهیزات جمهوری خواهان (که به آنها هوادار دولت نیز میگویند) را تامین میکرد و دستههای نظامی بینالمللی داوطلب نیز به جمهوری خواهان پیوستند.
دو طرف درگیریهای شدید و خونینی را در یک جنگ فرسایشی تجربه کردند. طرف ناسیونالیست به تدریج قلمرو خود را به دست آورد و تا آوریل ۱۹۳۸ موفق شد اسپانیا را از شرق به غرب تقسیم کند و باعث فرار ۲۵۰ هزار نیروی جمهوری خواه به فرانسه شد. در مارس ۱۹۳۹، نیروهای جمهوری خواه باقیمانده تسلیم شدند و مادرید که درگیر نبردهای بین کمونیستها و ضد کمونیستها بود، در ۲۸ مارس به دست ناسیونالیستها افتاد. حدود ۵۰۰ هزار نفر در جنگ جان باختند و زندگی همه مردم اسپانیا در این میان تحت تأثیر قرار گرفت. پایان جنگ به آغاز یک دوره دیکتاتوری انجامید که تا اواسط دهه ۱۹۷۰ میلادی پابرجا بود.

