مقدمه

از آنجایی که روز مردگان (Día de los Muertos) تنها چند روز پس از هالووین برگزار میشود، ممکن است اغلب کسب و کارهای مرتبط و افراد، آن را در واقع ادامه هالووین ببینند.
با این حال، واقعیت این است که آبنباتهای شکری، بهویژه آنهایی که به شکل جمجمه هستند و از شکر ساخته و با رنگهای براق تزئین شدهاند (به نام calaveras de azucar)، احتمالاً تنها فصل مشترک بین هالووین و روز مردگان است. علیرغم اینکه جمجمه یکی از عناصر اصلی این جشن است، روز مردگان به هیچ وجه ترسناک نیست.
به گفته لی رامسدل (Lee Ramsdell)، استاد بازنشسته اسپانیایی و پرتغالی در دانشکده زبان، ادبیات و فرهنگ دانشگاه تاوسون (Towson)، این جشن “زمانی برای زنده نگهداشتن یاد مردگان است، اما علاوه بر آن زمانی است که به فانی بودن خود پیببرید و از آن نترسید”.
رامسدل، که “علاقه شخصی بیشتری” به روز مردگان دارد تا به هالووین، ۵ مورد را در مورد تکامل و معنای واقعی روز مردگان با ما به اشتراک میگذارد:
۱- روز مردگان نسبت به هالووین ارتباط قوی تری با عقاید کاتولیک دارد.

رامسدل در این مورد میگوید:” این جشن از ترکیب ۲ تعطیلات کاتولیک شکل گرفته. اولی روز همه قدیسین (۱ نوامبر)، روزی برای گرامیداشت قدیسان و کودکانی که مردهاند، و دومی روز ارواح درگذشته (۲ نوامبر)، روزی برای گرامیداشت یاد همه بزرگسالانی که فوت کردهاند. روز مردگان تجلی تأثیرات فرهنگ آزتکها و بومیان مکزیک مرکزی است که با مذهب کاتولیک همراه میشوند تا چیزی متفاوت خلق میکنند.”
۲- مرگ همیشه غم انگیز نیست و روز مردگان زمانی است که مرگ را متفاوت ببینیم.
“زنده کردن یاد افرادی که درگذشتهاند بخش بسیار مهمی از این جشن است؛ با این حال، اجباری نیست. این یک جشن است. روز مردگان بیشتر برای التیام یافتن است تا احساس غم داشتن. جشن گرفتن روز مردگان به معنای مواجهه با این واقعیت است که مرگ واقعی بوده و اگر چه عزیزان ما دیگر در بین ما نیستند، اما میتوانیم آنها را به یاد بیاوریم و خوشحالیم که روح آنها در طول این جشن در کنار ما است.”
۳- در قرن بیستم، فعالان سیاسی و هنرمندان از روز مردگان به عنوان ابزاری برای بیان هنری، فرهنگی و اجتماعی استفاده میکنند.
“تقریباً ۴۰ سال در مکزیک یک حکومت دیکتاتوری وجود داشت که در نهایت با انقلاب مکزیک به پایان رسید. در این دوره خوزه گوادالوپ پوسادا، روزنامه نگار و طراح گرافیک، آغازگر ایجاد محبوبیت تصاویر جمجمه و اسکلت برای روز مردگان بود. پوسادا از بیان و سبک هنری عامیانه به عنوان راهی برای تفسیر اوضاع اجتماعی، حکومت دیکتاتوری و طبقات بالای جامعه استفاده میکرد که معتقد بودند آنها بهتر از توده مردم هستند. هدف پوسادا این بود که به کسانی که موقعیت اجتماعی بالاتری دارند یادآوری کند که بالاخره آنها هم فانی هستند.”
نشان دادن دیکتاتور به عنوان یک اسکلت راهی برای گفتن این بود که ‘تو هم خواهی مرد، همه ما خواهیم مرد. برای ما مهم نیست که شما کی هستید یا چقدر قدرت دارید، در نهایت شما فانی هستید.’ بنابراین در روز مردگان، چیزی که ما واقعا [در آثار هنری و نمادها] میبینیم، این است که همهی ما روزی خواهیم مرد.”
۴- تجاری سازی روز مردگان در فرهنگ عامه یا در فروشگاهها چیز بد نیست.

“انیمیشن ‘کوکو’ (Coco) واقعاً مردم را طوری به روز مردگان علاقهمند کرد که تا به حال دیده نشده. درمورد ارجاعات فرهنگی در فیلم تحقیق کاملی شده است. بنابراین مسیری که با گل جعفری گل درشت نارنجی روشن (cempoalxochitl، گلی که با فرهنگ آزتکها نزدیکی بسیاری دارد) مزین شده تا به فرد درگذشته کمک کند تا به به خانهاش برگردد کاملا همسو با فرهنگ مکزیک است. در واقع، در فرهنگ مکزیکیها و مناطق مرزی آمریکا (آریزونا، کالیفرنیا، نیومکزیکو و تگزاس)، گفته میشود که در کنار مزار فرد درگذشته، گلپرهای این گل ریخته میشود تا از دنيای مردگان به دنیای ما بیاید.”
۵- روز مردگان مراسمی است که هر کسی بدون توجه به میراث فرهنگیاش میتواند آن را جشن بگیرد. در حالت ایده آل، این جشن باید مشترکات ما به عنوان انسان را به ما یادآوری کند.
“فکر نمیکنم اگر کسی بخواهد برای احترام به اجدادش در خانهاش یک افرندا (Ofrenda یا محراب) درست کند، تخصیص فرهنگی تلقی شود. من این کار را انجام میدهم زیرا پدر و مادرم و پدربزرگ و مادربزرگم در حال حاضر از دنیا رفتهاند. من افرندا خودم را برای حدود یک هفته برپا کردم و این گرامیداشت آنها و درک این است که چگونه عزیزانم هنوز بخشی از من هستند.”

