جستجو در سوالات؟
Message sent بستن

انتخابات ریاست جمهوری مکزیک و آینده آمریکای لاتین

[fusion_builder_container hundred_percent=”no” hundred_percent_height=”no” hundred_percent_height_scroll=”no” hundred_percent_height_center_content=”yes” equal_height_columns=”no” menu_anchor=”” hide_on_mobile=”small-visibility,medium-visibility,large-visibility” class=”” id=”” background_color=”” background_image=”” background_position=”center center” background_repeat=”no-repeat” fade=”no” background_parallax=”none” enable_mobile=”no” parallax_speed=”0.3″ video_mp4=”” video_webm=”” video_ogv=”” video_url=”” video_aspect_ratio=”16:9″ video_loop=”yes” video_mute=”yes” video_preview_image=”” border_size=”” border_color=”” border_style=”solid” margin_top=”” margin_bottom=”” padding_top=”” padding_right=”” padding_bottom=”” padding_left=””][fusion_builder_row][fusion_builder_column type=”1_1″ spacing=”” center_content=”no” link=”” target=”_self” min_height=”” hide_on_mobile=”small-visibility,medium-visibility,large-visibility” class=”” id=”” background_color=”” background_image=”” background_position=”left top” background_repeat=”no-repeat” hover_type=”none” border_size=”0″ border_color=”” border_style=”solid” border_position=”all” padding=”undefined” dimension_margin=”undefined” animation_type=”” animation_direction=”left” animation_speed=”0.3″ animation_offset=”” last=”no”][fusion_text]

در اولین روز از ماه ژوئیه، انتخابات ریاست جمهوری مکزیک برگزار شد؛ اما رقبای “آندرس مانوئل لوپز اوبرادور”، نامزد پیشتاز انتخابات، پیروزی وی را چند ساعت پیش از اعلام رسمی نتایج انتخابات تبریک گفتند. در واقع از مدت ها پیش و بنابر نتایج نظرسنجی های به عمل آمده در این کشور، مشخص شده بود که وی پیروز انتخابات خواهد بود.

انتخابات

چند روز مانده به برگزاری انتخابات، در خبرها این طور خوانده می شد که “آندرس مانوئل لوپز اوبرادور”، که مردم کشور او را “آملو” (برگرفته از حروف اول اسمش) صدا می زنند، در نهایت رئیس جمهور مکزیک خواهد شد. قبل از انتخابات و در نتیجه نظر سنجی هایی که در مدت مبارزات انتخاباتی از مردم مکزیک به عمل آمده بود، مشخص شده بود که پیروز کارزار انتخاباتی “لوپز اوبرادور” است. به همین سبب چند ساعت پس از آغاز رای گیری و پیش از اعلام رسمی نتایج شمارش آراء انتخابات، “ریکاردو آنایا” و “خوزه آنتونیو مئاده”، شکست خود را پذیرفتند و به “لوپز اوبرادور” تبریک گفتند.

بدین ترتیب نخستین بار در مکزیک، یک سیاست مدار کهنه کار که پیش تر به عنوان رهبری اجتماعی شناخته می شد و به داشتن گرایش های چپگرایی شهرت دارد، رئیس جمهور پرجمعیت ترین کشور اسپانیایی زبان جهان، دومین قدرت اقتصادی آمریکای لاتین و همسایه جنوبی ابر قدرت جهانی خواهد شد.

مکزیک در این انتخابات نه تنها یک رئیس جمهور را انتخاب کرده، بلکه آینده ای متفاوت را نیز برگزیده است. از نظر برخی از کارشناسان که به چپگرا بودن وی معتقد هستند، پیروزی “لوپز اوبرادور” می تواند به مثابه یک سونامی سیاسی در این کشور آمریکای لاتین باشد.

لازم به ذکر است انتخابات امسال مکزیک، علاوه بر انتخابات ریاست جمهوری، شامل انتخابات فرمانداری 9 ایالت، شهرداری ها و مجلس سنای این کشور نیز شد. بر اساس آنچه از اعلام نتایج صندوق های رای گیری برآمد، حزب سیاسی  به ریاست اوبرادور که به “جنبش بازسازی ملی (مورنا)” معرو ف است، توانست  فرمانداری مکزیکوسیتی را نیز در دست گیرد.

مردم این کشور 18 سال پیش نیز سعی داشتند تا به سلطه حزب قدرتمند “انقلابی بنیادین” پس از 70 سال پایان دهند، اما در این راه موفق نبودند. حال در دو سال اخیر و با توجه به افزایش مشکلات اقتصادی و اجتماعی که در دوران “انریکه پنیا نیتو” برای مکزیک رقم خورد، تصمیم گرفته تا حزب “مورنا” را بر سر کار بیاورند و احزاب سنتی را کنار بزنند.

پیروزی “لوپز اوبرادور” در واقع نشانه ای از درخواست مردم مکزیک برای تغییر در این کشور است. خستگی و عصبانیت آن ها از سیستم کنونی توانسته است بر هر حس دیگری غلبه کند. مکزیک این بار به کسی فرصت رهبری را می دهد که پیش از آن دو بار از او دریغ کرده بود. رهبر 64 ساله حزب مورنا، وعده تحول در سطوح بالا، اصلاحات و انقلاب را به مردم این کشور داده است. بر اساس آنچه که مردم مکزیک مطالبه کرده اند، “آملو” باید به فساد در دستگاه اداری و حکومتی این کشور پایان دهد و بیش از همه صداقت را در دولتش نهادینه کند. از سوی دیگر، وی باید به طور قاطع با مسئله خشونت در مکزیک نیز مبارزه کند، موردی که در چند سال اخیر رشد فزاینده داشته است.

مکزیک به ماندن میراث “انریکه پنیا نیتو”، رئیس جمهور کنونی این کشور پشت کرد و برنامه ها وتغییراتی را که مد نظر “ریکاردو آنایا” بود، نیز نپذیرفت. باید در نظر داشت که مردم مکزیک این انتخابات را در فضایی دموکراتیک به سرانجام رساندند؛ برخی از آن ها روزهایی همچون روزهای بعد زا انتخابات سال 2006 را به یاد می آورند که در آن به بهانه تقلب در انتخابات، کشور دچار بحران و کشمکش بین گروه ها شده بود. اکنون این انتخابات، در مقایسه با آنچه مکزیک تجربه اش را دارد، در فضایی به نسبت آرام برگزار شد.

یکی از کارهای سختی که “لوپز اوبرادور” از اول ژوئیه تا اول دسامبر _5 ماه طولانی برای انتقال قدرت_ که در پست ریاست جمهوری قرار می گیرد، موظف به انجامش است، غلبه بر چند قطبی شدن مکزیک است، موردی که محصول درگیری های زمان تبلیغات انتخاباتی است.

علی رغم آن که به نسبت دو دور گذشته حمایت بالای مردم را جذب کرده، شخصیت و رویکرد او برای بسیاری انتقاد برانگیز است اما “لوپز اوبرادور” به خوبی می داند که چگونه باید منتقدان را نیز همراه خود ساخت؛ هر چند هنوز با کسانی که به او اعتماد ندارند، با عصبانیت برخورد می کند.

منتقدان “آملو” اعتدال وی در سخنانش را ظاهر سازی می دانند و او به هیچ عنوان رهبری چپگرا نمی شناسند. البته اگر آن ها پیش از این وی را به عنوان یک خطر برای مکزیک معرفی می کردند، از امروز باید بدانند که به هر حال “اوبرادور” بر همه مکزیک حکومت خواهد کرد.

وضعیت احزاب مکزیک پس از انتخابات

پیروزی قاطع “لوپز اوبرادور” سلطه سنتی برخی از احزاب مکزیک را خدشه دار می کند. از سال 1988 مکزیک بیش ازهمه  تحت سلطه حزب “انقلاب بنیادین” بوده است؛ پس از آن حزب محافظه کار “اقدام ملی” و سپس حزب ترقی خواه “انقلاب دموکراتیک” دو حزبی هستند که بیشترین نفوذ را در طی این سال ها در مکزیک داشته اند. پیروزی حزب مورنا و شکست احزاب یاد شده به یک میزان مهم هستند.

آنچه مسلم است، آن است که راه برای احزابی چون “انقلاب بنیادین” و “اقدام ملی” بسیار ناهموار و نامطمئن است. احزاب یاد شده نه تنها محبوبیت خود را در میان مردم مکزیک از دست داده اند، بلکه در روز 1 دسامبر حکومت را نیز باید تحویل حزب رقیب بدهند. نتایج ضعیف “مئاده” در نظر سنجی ها باعث شده است که دیگر نیازی به اعلام نتیجه رسمی نباشد؛ حزب و ائتلافی که از او حمایت می کرد، به خوبی می داند که حتی در انتخابات منطقه ای هم نتوانسته اند نتایج قابل قبولی را کسب کنند.

حزب “انقلاب بنیادین” هرگز پیش از این چنین روزهایی را ندیده بود. معرفی “مئاده” نیز به عنوان فردی فن سالار که در دولت “پنیا نیتو” هم تجربه طولانی داشته است، از قبل محکوم به شکست بود. نتایج انتخابات روز یکشنبه نشان می دهد، مردم مکزیک فساد دولتی و حزبی “پنیا نیتو” را فراموش نکرده اند. بنابراین، اختلافات و شکاف داخلی در این احزاب شکست خورده، به سادگی قابل پیش بینی بود.

نتایج انتخابات شش سال خشونت و فساد را بهتر نشان می دهد  و موجب می شود تا چهره رئیس جمهور _که هنوز 5 ماه از حکومتش باقی مانده است_ بیش از پیش پیچیده تر شود. بسیاری از چهره های کهنه کار و برجسته حزب “انقلاب بنیادین” نگران آن هستند که ساختار و نفوذی را که این حزب طی سال ها بدست آورده است، اکنون “مورنا” از آن خود کند.

حزب “اقدام ملی” نیز اکنون درگیر مشکلات پیچیده ای شده است. “ریکاردو آنایا” هر آن چه داشت، صرف این انتخابات کرده است.

تنها می توان گفت که پس از تشکیل دولت، این حزب جناح مخالف دولت را تشکیل می دهد. آن ها حتی ساعاتی پیش از شروع انتخابات چند تن از سران داخلی خود را کنار گذاشتند؛ این موضوع خود بیانگر آن است که از پیش شکست را پذیرفته اند و تنها به دنبال آن هستند که وضعیت بعد از انتخابات را به کنترل خود درآورند.

مکزیک از روز یکشنبه یک عصر جدید را در تاریخش آغاز می کند. عصری که در آن کشوری با جمعیت 128 میلیون نفری، راهی را برای به قدرت رسیدن احزاب جدید که داعیه چپگرایی را دارند باز کرده است.

برنامه های سیاسی اوبرادور برای آمریکای لاتین

پیروزی تاریخی “آملو” در مکزیک می تواند فرصت آن را فراهم سازد تا نقشه سیاسی قاره (آمریکای لاتین) تغییر کند.

«به موجب تاریخ و وابستگی، مکزیک همواره عضوی از کشورهای جنوب بوده و با آن ها اعلام همبستگی کرده است. بازسازی و ایجاد ارتباط دوباره با مجموعه این کشورها و به ویژه کشورهای آمریکای لاتین، که جمهوری های آن در مسیر مهم تغییر هستند، برای ما بسیار ارزشمند است.»

این سخنان را “آندرس مانوئل لوپز اوبرادور”، در سال 2011 و یک سال پیش از تلاش دومش برای دست یابی به پست ریاست جمهوری گفته بود. وی با بیان این جملات، سیاست و اهدافش را برای آینده مکزیک و ارتباط این کشور با دیگر کشورهای منطقه آمریکای لاتین تبیین کرد.

با گذر زمان چیدمان سیاسی آمریکای لاتین تغییر کرد. امروز بیشتر کشورهای این منطقه را دولت هایی اداره می کنند که گرایشات محافظه کارانه دارند. با این حال پیروزی “لوپز اوبرادور” برای برخی از کارشناسان مسائل سیاسی به عنوان فرصتی دوباره برای جناح چپ و تغییر نقشه سیاسی منطقه شناخته شده است. “خورخه ادواردو ناوارته”، محقق مرکز تحقیقاتی علوم میان رشته ای و علوم انسانی دانشگاه “اونام” مکزیک بر این باور است، انتخاب اوبرادور «به خوبی نشان می دهد که چپگرایی همواره به عنوان یک انتخاب سیاسی در آمریکای لاتین شناخته می شود.» البته لازم به ذکر است که برخی دیگر از منتقدان با این نظر موافق نیستند و اصلا “اوبرادور” را به عنوان رئیس جمهوری چپگرا نمی شناسند. آنها معتقدند در خوش بینانه ترین حالت وی گرایشی میانه دارد. آن ها تاکید می کنند سخنرانی ها و تبلیغات “آملو” زمینه ساز این تصور شده است که وی در آینده سیاستی چپگرا را اتخاذ می کند، حال آنکه واقعیت چنین نیست.

به هر حال اتفاقات پیرامون وی نیز سبب می شوند تردید در این زمینه بیش تر شود. از جمله آنکه تنها چند ساعت پس از برگزاری انتخابات، روسای جمهور چپگرا و سابق کشورهای منطقه از جمله “رافائل کوره آ” (اکوادور)، “دیلما روسف” (برزیل)، “کریستینا فرناندز کرشنر” (آرژانتین) و “مانوئل زلایا” (هندوراس) از طریق پیامی در توییتر، به “لوپز اوبرادور” تبریک گفتند و نه تنها برای مکزیک، بلکه برای کل منطقه آمریکای لاتین آرزوی موفقیت کردند.

“ارنستو سمپر” (4)، رئیس جمهور سابق کلمبیا و آخرین دبیرکل سازمان “اتحاد ملت های آمریکای جنوبی (اوناسور)” نیز از این قافله عقب نماند و در پیامی اعتماد خود را نسبت به ریاست جمهوری “لوپز اوبرادور” ابراز و اعلام کرد، امید به آینده آمریکای لاتین، چیزی که امروز بسیار دور می نماید، در دوران حکومت وی می تواند بار دیگر بازگردد.

تاثیر سخنرانی های “آملو” درددوران مبارزات انتخاباتی به گونه ای بوده است که “ارنستو سمپر” همچنین تاکید کرد، شروع حکومت “لوپز اوبرادور” می تواند به مثابه شروع دوباره حکومت هایی در آمریکای لاتین باشد که به عدالت اجتماعی و حاکمیت مردم معتقدند.

“هکتور واسکونسولس” که از زمان شروع کار دولت جدید مکزیک در تاریخ 1 دسامبر به عنوان وزیر امور خارجه این کشور فعالیت خواهد کرد، در مصاحبه ای با راشاتودی اذعان داشت، روابط خارجی مکزیک به اصل خود باز خواهد گشت. وی معتقد است که مکزیک بیش از آنکه لازم باشد در صحنه بین المللی فعالیت و در امور داخلی دیگر کشورها دخالت کند، باید به مسائل داخلی خودش رسیدگی کند و آن ها را سامان دهد.

“هکتور واسکونسولس” نسبت به رویه ای که دولت های چند سال اخیر مکزیک پیرامون ارتباط با آمریکا و تمرکز بر این کشور داشته اند، ابراز تاسف کرد. او همچنین خاطر نشان کرد که مکزیک پس از رفع مشکلات داخلی خودش باید با دیگر کشورها، به ویژه کشورهای آمریکای لاتین، که با آن ها هم از لحاظ فرهنگی و هم از لحاظ تاریخی پیوند دارد، ارتباط و تعاملی سازنده برقرار سازد.

رئیس آینده دستگاه دیپلماسی مکزیک اذعان داشت، کشورش برنامه های ویژه ای را برای ارتباط با کشورهای منطقه آمریکای لاتین در نظر دارد؛ منطقه ای که به نظر او در دولت های چند سال گذشته مکزیک چندان توجهی به آن نشده است.

سیاستی که مکزیک در آینده در روابط خارجی اش پیش خواهد گرفت، برپایه احترام بر حق مالکیت کشورها، تمامیت ارضی آن ها و عدم دخالت در امور داخلی کشورهای مستقل است؛ این دولت همچنین از مذاکره به عنوان عاملی برای از میان برداشتن معضلات بین المللی پشتیبانی می کند. به عبارتی ساده تر مکزیک در نظر دارد تا با احترام به حقوق همه ملت ها بار دیگر در کنار کشورهای آمریکای لاتین قرار بگیرد.

واسکونسلوس در پاسخ به این سوال که با توجه به فشارهایی که دولت “دونالد ترامپ” بر مکزیک وارد می کند، آیا این کشور می تواند در مسائل بین الملل تصمیم گیرنده باشد، گفت: «مکزیک باید در برابر فشار هر کشوری ایستادگی کند و از استقلال سیاسی اش در عرصه بین الملل دفاع کند. مکزیک در جهت دفاع از خواسته هایش گام برمی دارد.»

یکی از مسائل عمده ای که در مبارزات انتخاباتی مکزیک و به ویژه در مناظره بین نامزدها بدان پرداخته شد، موضوع مهاجرت بود. “لوپز اوبرادور” در این راستا ایده ایجاد یک اتحاد جدید با ایالات متحده آمریکا، کانادا و کشورهای آمریکای مرکزی را مطرح کرد. «می خواهیم ضمن محافظت از مهاجران، برنامه ای را در آمریکای مرکزی و مکزیک پیش بگیریم که در آن برای مردم این منطقه کار و رفاه فراهم شود. برنامه ای است که بیش از همه بر رونق بازرگانی مبتنی شده است، چیزی که در زندگی بشر مهمترین نقش را دارد.»

اساسا اتحاد برای پیشرفت را “جان اف کندی” رئیس جمهور وقت آمریکا در سال 1961  مطرح کرد. این برنامه شامل طرح هایی اقتصادی و اجتماعی بود که همه ی اعضای سازمان کشورهای آمریکایی، به جز کوبا آن را پذیرفتند. هاوانا در آن زمان اعلام کرد که طرح آمریکا تنها برای تحت تاثیر قرار دادن انقلاب های آمریکای لاتین است.

واسکونسلوس بر این باور است که موضوع مهاجرات موضعی دشوار برای تصمیم گیری است وباید آن را از چند منظر مورد بررسی قرار داد. وی خاطر نشان می کند که برنامه مرز جنوب که در سال 2014 اجرا شد، برنامه ای نا کارآمد بود، زیرا در این برنامه به ریشه مشکلات توجهی نشده بود. بنابراین وزیر امور خارجه آینده مکزیک گفت: “بدون کنار گذاشتن موضوع امنیت، به نظر من باید برای ایجاد اشتغال و توسعه اقتصادی، چه در مکزیک و چه در آمریکای مرکزی تلاش کرد تا مردم در منطقه خودش از رفاه زنگی برخوردار باشند.”

پیرامون همکاری احتمالی نیروهای مسلح آمریکا در مرزهای جنوبی نیز تاکید کرد: «ما بر مبنای قانون اساسی، هرگز اجازه حضور نیروهای خارجی را در این منطقه نخواهیم داد. باید مشکلاتمان را به وسیله منابع خودمان حل کنیم.»

 دوستی و حمایت از کوبا

روابط بین کوبا و مکزیک در دولت اوبرادور بر مبنای دوستی وهمبستگی خواهد بود. در میان کشورهای حوزه دریای کارائیب، روابط مکزیک با جمهوری کوبا، برجسته تر است. دولت جدید مکزیک که از سال 2018 تا 2024 بر سر قدرت است، روابط خارجی اش را به گونه ای برنامه ریزی خواهد کرد که در آن روابط دوجانبه با کوبا توسعه یابد.

بر کسی پوشیده نیست که “لوپز اوبرادو” از طرفداران انقلاب کوبا بوده است. وی نام پسرش را در بزرگداشت حضرت عیسی (ع) و “ارنستو چگوارا” انقلابی معروف آرژانتینی که در جریان انقلاب کوبا در کنار مردم این کشور مبارزه کرد، “خسوس ارنستو” گذاشته است.

اوبرادور پس از مرگ “فیدل کاسترو”، رهبر کوبا در جلسه ای اعلام کرد که فقدان این رهبر انقلابی ضایعه ای بزرگ است. او در مورد انقلاب کاسترو و رهبری اش در کوبا گفت، کاسترو یک رهبر تمام عیار بود، چرا که به خوبی می دانست که کشورش را چگونه اداره کند و استقلال واقعی را، علی رغم همه فشارها و تبلیغاتی که علیه اش در جریان بود، برای مردم به ارمغان آورد. کاسترو در نظر او رهبری سیاسی با توانایی های بالا بود که توانست کوبای آزاد را بنا سازد.

وی معتقد است که یکی از بهترین تصمیمات در حوزه روابط خارجی مکزیک، در زمان حکومت “آدولفو لوپز ماتئوس” (1964-1958) شکل گرفته است. به این ترتیب که در آن زمان دولت وقت مکزیک با قطعنامه ای که سازمان کشورهای آمریکایی مبنی بر قطع روابط با کوبا صادر کرده بودند، مخالفت کرد. این تصمیم از آن جهت درست بود که نه تنها بنا بر قانون نباید در امور داخلی کوبا دخالتی انجام می شد، بلکه همبستگی با مردم کوبا نیز در آن دوران لازم بود.

بنابراین مشخص است با شروع به کار دولت جدید مکزیک، اگر ترامپ بخواهد دخالت هایش را در امور داخلی کوبا ادامه دهد و فشارها وتحریم های بیشتری را بر این کشور اعمال کند، مکزیک را در کنارش نخواهد داشت. لازم به ذکر است در دوران ریاست جمهوری “باراک اوباما”، رئیس جمهور پیشین آمریکا، عادی سازی روابط هاوانا- واشنگتن شروع شده بود، اما با این حال با ورود “دونالد ترامپ” به کاخ سفید و اعمال دوباره تحریم ها، روابط دو کشور بار دیگر به حالت تعلیق در آمد.

در رابطه با ونزوئلا: آیا مکزیک گروه لیما را ترک می کند یا در آن باقی می ماند؟

از زمانی که نا آرامی های داخلی ونزوئلا شروع شد، آمریکا به همراه اتحادیه اروپا توانست به برخی از کشورهای منطقه آمریکای لاتین فشار وارد کند تا ونزوئلا را از صحنه بین المللی کنار گذاشته و دولت این کشور را کاملا منزوی کنند.

از این رو روابط با “نیکولاس مادورو”، رئیس جمهور ونزوئلا یکی از مسائل بحث برانگیزی است که گروه دیپلماتیک دولت “لوپز اوبرادور”، رئیس جمهور جدید مکزیک با آن مواجه است. در حالی که فشارهای واشنگتن بر کشورهای منطقه به منظور تحریم و انزوای ونزوئلا، به بهانه وضعیت داخلی این کشور و دفاع از حقوق بشر، هر روز بیشتر می شود.

به هر صورت برای “لوپز اوبرادور” رابطه با آمریکا از هر نظر بسیار مهم است. با همه اتفاقاتی که در یکی دو سال اخیر رخ داده است، اقتصاد مکزیک هنوز به میزان بسیار بالایی به آمریکا وابسته است، اما نباید از نظر دور ساخت که این وابستگی محدود به زمان کوتاهی است. در اینجا این سوال پیش می آید، اگر مکزیک بهانه هایی را که آمریکا برای اعمال فشار و مقابله با ونزوئلا می آورد، کنار بگذارد و روابط با کاراکاس را از سر گیرد، آیا این اقدام مسئولان مکزیکی از سوی واشنگتن به مثابه عدم تعهد این کشور به دفاع از حقوق بشر و آزادی سیاسی تلقی می شود؟

چنین رویکردی از سوی مکزیک در صورتی که “لوپز اوبرادور” به دنبال اعتماد سازی و ایجاد فضای آرام در رابطه با آمریکا باشد، کمی بعید به نظر می رسد. اما این موضوع همواره محتمل است.

در سپتامبر سال 2017 ژنرال “جان کلی” (2)، رئیس کنونی کارکنان کاخ سفید، در سخنانی اعلام کرد، مکزیک نیز به مانند ونزوئلا دچار شکست اقتصادی خواهد شد. به همین سبب برخی معتقدند که “لوپز اوبرادور” مدت ها پیش از آنکه به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، به سبب آنکه نمی خواست او و دولتش وضعیت کنونی دولت “نیکولاس مادورو” را در عرصه بین الملل تجربه کنند، همواره سعی می کرد تا ایجاد هرگونه رابطه با چاوز و مادورو را انکار کند.

با این همه “هکتور واسکونسولوس” که اکنون به عنوان وزیر امور خارجه بعدی مکزیک شناخته می شود، در پیامی گفته است: «چرا دولت “پنیا نیتو” تا این اندازه علاقه داشت که در مشکلات دیگر کشورها متمرکز شود در حالی که در داخل مکزیک نه به حقوق بشر احترام گذاشته می شود و نه به دموکراسی؟ ببخشید، ما در مکزیک از زمان “فرانسیسکو مادرو” (3) (رئیس جمهور مکزیک در اوایل قرن بیستم) به بعد، اصلا دموکراسی نداریم.»

از زمان مبارزات انتخاباتی سال 2006، مخالفان “لوپز اوبرادور”، وضعیتی را فراهم ساختند که در آن به تخریب چهره اوبرادور بپردازند. آن ها شخصیت “لوپز اوبرادور” را که در آن دوران فرماندار مکزیکوسیتی، پایتخت مکزیک نیز شده بود، با “هوگو چاوز”، رئیس جمهور فقید ونزوئلا مقایسه می کردند. “خودکامه” و “خشونت طلب” دو صفتی بود که مخالفان “لوپز اوبرادور” برای او و چاوز به کار می بردند تا بدین ترتیب بتوانند بر اذهان عمومی موثر باشند. مخالفان بر آن بودند تا اعلام کنند در صورت پیروزی “اوبرادور” مکزیک گرفتار وضعیتی به مراتب بدتر از وضعیت کنونی ونزوئلا خواهد شد

در دوران ریاست جمهوری “انریکه پنیا نیتو” روابط مکزیک و ونزوئلا روابط خوبی نبود. رابطه سیاسی دو کشور زمانی وارد تنش شد که وزارت خارجه مکزیک همسر و مادر یکی از رهبران جبهه مخالف ونزوئلا به نام “لئوپولدو لوپز” (4) را به مکزیک دعوت کرد. پس از حضور این دو در مکزیک حتی مجلس سنای این کشور نیز آن ها را در این مجلس فراخواند تا از وضعیت داخلی ونزوئلا سخن بگویند.

واسکونسلوس پیرامون این سوال که آیا دولت جدید مکزیک آماده خروج از “گروه لیما” است، پاسخ داد که باید تا ماه دسامبر که دولت کار خودش را آغاز می کند صبر کرد و وضعیت آن زمان را سنجید. وی تصریح کرد مسلم است که دولت جدید از اصول خودش دفاع می کند و در امور داخلی کشورهای دیگر دخالت نمی کند. از سوی دیگر وی تاکید کرد این رویکرد را نباید به این صورت تفسیر کرد که دولت بعدی مکزیک به عنوان میانجی در عرصه بین الملل حاضر نمی شود یا از حقوق بشر دفاع نمی کند.

لازم به ذکر است که منظور از “گروه لیما”، گروهی است متشکل از 17 کشور که در سال 2017 در لیما، پایتخت پرو گرد هم آمدند تا راه حلی را برای بحران ونزوئلا پیدا کنند. در حال حاضر این گروه تحت تاثیر سیاست های آمریکا به اعمال فشار بر دولت ونزوئلا ادامه می دهد. کشورهای آرژانتین، برزیل، کانادا، شیلی، کلمبیا و مکزیک از جمله مهمترین اعضای گروه لیما به شمار می روند.

رئیس آینده دستگاه دیپلماسی مکزیک ضمن انتقاد از سیاست های دولت قبل و طرح این مسئله که در کشورش دموکراسی وجود ندارد، گفت: «پیش از آنکه به دفاع از دموکراسی در دیگر کشورها برخیزیم باید مشکلات داخلی خودمان را حل کنیم. تنها زمانی می توانیم در مورد مسائل دیگر کشورها سخن بگوییم که مشکلات خودمان را حل کرده باشیم.»

شباهت های تعجب برانگیز لوپز اوبرادور و ترامپ

انتخابات ریاست جهوری روز یکم ژوئیه برای بسیاری از کارشناسان یکی از مهمترین انتخابات های تاریخ مکزیک بود. تغییر حزب حاکم و انتخاب “لوپز اوبرادور” می تواند نقطه ی عطفی در تاریخ این کشور باشد. در این میان، شباهت هایی میان ترامپ و اوبرادور دیده می شود که می تواند بر روابط مکزیک و آمریکا نیز اثر گذار باشد.

تقریبا پیروزی “آملو”  در انتخابات مکزیک مسجل شده بود که رئیس جمهور آمریکا در صفحه شخصی اش در توییتر، بابت این پیروزی به وی تبریک گفت.

پیامی که ترامپ منتشر کرد، به واسطه لحن مودبانه ای که داشت، توجه خیلی ها را به خود جلب کرد: «به “آندرس مانوئل لوپز اوبرادور” به خاطر انتخاب به عنوان ریئس جمهور آینده مکزیک تبریک می گوییم. امیدوارم همکاری خوبی با او داشته باشم. کارهای خیلی زیادی برای انجام است که هم آمریکا و هم مکزیک از آن منتفع خواهند شد.»

روز بعد ترامپ با “لوپز اوبرادور” در تماسی تلفنی به صحبت نشست. مکالمه آن ها چیزی حدود نیم ساعت به طول انجامید و در آن از «قرارداد همکاری مشترک» به منظور کاهش مهاجرت و ایجاد شغل در مکزیک سخن گفتند.

“لوپز اوبرادور” پس از این مکالمه اذعان داشت، ترامپ در گفت و گوی تلفنی شان «رفتاری بسیار محترمانه داشت»، چیزی که کاملا متفاوت از گفت و گو های بین ترامپ و “انریکه پنیا نیتو”، رئیس جمهور فعلی مکزیک است.

کمی بعد خبری مبنی بر سفر برخی از مقامات و مشاوران کاخ سفید از جمله وزیر امورخارجه، وزیر خزانه داری، وزیر امنیت داخلی، داماد ترامپ و مشاور ارشد رئیس جمهور آمریکا به مکزیک منتشر شد.

روز جمعه 13 ژوئیه مقامات یاد شده با “لوپز اوبرادور” و تیم همراهش، در خانه ای که مرکز انتخاباتی وی در پایتخت کشورش است، جلسه ای را برگزار کردند. لازم به یاد آوری است که از ژانویه 2017 که ترامپ به قدرت رسید، این اولین بار است که هیاتی عالی رتبه را به مکزیک اعزام می کند.

شباهت

رفتار غیر منتظره توام با مهربانی، بسیاری را متعجب ساخت، به ویژه در مقایسه با رفتار و روابط پیچیده ای که ترامپ با “انریکه پنیا نیتو”، رئیس جمهور فعلی مکزیک داشت.

آیا این موضوع را می توان به مثابه نشانه ای از روابط متفاوت مکزیک و آمریکا در آینده در نظر گرفت؟ یا طرح این موضوع که “آملو” به ظاهر حرف از چپگرایی می زند و در عمل یک راستگرای تمام عیار است، چندان هم دور از ذهن نیست؟

هیچ یک از کارشناسان نمی توانند این موضوع را تایید یا تکذیب کنند، چرا که درمقابل وی، فردی رئیس جمهور است (ترامپ) که رفتارش به هیچ عنوان قابل پیش بینی نیست.

اما آنچه واضح است آن است که ترامپ رئیس جمهور منتخب مردم مکزیک را بیش از “انریکه پنیا نیتو” و دولتش قبول دارد. بنابر این روابط رئیس جمهور آمریکا با “مانوئل لوپز اوبرادور” در آینده بهتر از روابط فعلی دو رئیس جمهور خواهد بود.

“مائورین میر”، مدیر بخش مکزیک “دفتر واشنگتن برای آمریکای لاتین” در مصاحبه ای با بی بی سی اسپانیایی گفت: «او شخصیتی به مراتب قوی تر (از پنیا نیتو) دارد، سبک “لوپز اوبرادور”  و مدل سخن گفتنش به گونه ای است که از به زبان آوردن انتقادات ترسی ندارد.» وی در ادامه افزود: «(ترامپ) اکنون رئیس جمهوری را در برابر خود می بیند که در مقابلش قوی تر حاضر می شود، اما همچنان بر این باور است که مکزیک مشکلاتی دارد که باید حل و فصل شوند و از جمله آن ها می توان به بحران مهاجرت اشاره کرد.»

به علاوه رئیس جمهور آمریکا به خوبی می داند با توجه به میزان رایی که “اوبرادور” در انتخابات توانسته کسب کند، از حمایت حداکثری مردم مکزیک نیز بهره مند است؛ موضوعی که در تاریخ معاصر این کشور بی سابقه است.

“گوستاو بگا کانوواس”، دبیر کل کالج مکزیک در این باره به بی بی سی گفت: «او با مشروعیت بالا و حمایت حداکثری به این مقام رسید.»

“لوپز اوبرادور” در مبارزات انتخاباتی اش اعلام کرده بود، آمریکا یک شریک مهم است و و مکزیک به همکاری با این کشور ادامه خواهد داد. این رویکرد شبیه به آن دورانی بود که ترامپ مکزیک را به عنوان اولین شریک تجاری کشورش خطاب می کرد.

“گوستاو بگا کانوواس” در ادامه خاطر نشان می کند، اکنون نگاه ترامپ بر بیانیه های انتخاباتی اوبرادور است و می خواهد روابط بهتری را با این کشور ایجاد سازد.

“مارک فیرستین” مشاور ویژه “باراک اوباما”، رئیس جمهور سابق آمریکا نیز بر این باور است که کاخ سفید متوجه شباهت های موجود بین ترامپ و اوبرادور شده است، بنابراین در صدد است تا از فرصت ایجاد شده به بهترین نحو بهره مند شود.

در مقاله ای که روز 3 ژوئیه در مجله موسوم به “سه ماهه آمریکا” منتشر شد، آمده است که دولت ترامپ «خیلی نگران ریاست جمهوری “لوپز اوبرادور” و روابط آینده مکزیک و آمریکا نیست.»

مورد دیگری که تعجب بر انگیز است، آن است که در زمان مبارزات انتخاباتی مکزیک، برخی از مشاوران مالی کاخ سفید نسبت به انتخاب احتمالی “لوپز اوبرادور” هشدار می دادند؛ آن ها بر این عقیده بودند که در صورت انتخاب او مکزیک دچار شکست اقتصادی خواهد شد.

“جان اف. کلی” که در آوریل 2017 هنوز وزیر امنیت ملی آمریکا بود، در اظهار نظری پیرامون این انتخابات گفت: «به قدرت رسیدن یک رئیس جمهور چپگرا، نه برای مکزیک خوب است نه برای آمریکا.»

اما امروز وضعیت تغییر کرده است. “مارک فیرستین” می گوید، «شخص ترامپ نیز نظرش را نسبت به “اوبرادور” تغییر داده است.»

رفتار مثبت ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی بعد از تماس تلفنی اش با “اوبرادور” نیز گواه این مطلب بود. رئیس جمهور آمریکا به رسانه ها اعلام کرد، مکزیک انتخابات عالی را پشت سر گذاشته است.

از سویی دیگر “لوپز اوبرادور” نیز در مصاحبه با روزنامه نگاران بر رفتار محترمانه ترامپ تاکید کرد و از علاقه مشترک دو کشور به همکاری و رسیدن به درک متقابل سخن گفت. او همچنین اعلام کرد “دونالد ترامپ”، یکی از میهمانانی است که در مراسم سوگند ریاست جمهوری اش حضور خواهد داشت.

کمی فراتر از پیام های محبت آمیز دو رئیس جمهور می توان به این نکته رسید که در آینده روابط دیپلماتیک مکزیک و آمریکا بهبود می یابد. این همان نقطه ای است که می توان شباهت های دو رئیس جمهور را یافت. به عنوان مثال “لوپز اوبرادور” از سرگیری مذاکرات برای به جریان افتادن پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) را ضروری می داند.

همچنین بر لزوم داشتن رابطه ای خوب با دولت ترامپ تاکید می کند. او معتقد است: «ما همسایه هستیم، خیلی چیزها ما را متحد می سازد، می خواهیم روابط دوستانه ای را داشته باشیم که مبتنی بر احترام دو جانبه و همکاری برای توسعه باشد.»

از لحاظ موضوع مهاجرت غیر قانونی، “لوپز اوبرادور” راه حل را در چشم انداز منطقه ای می بیبند.

ایده وی اینگونه است که باید نا امنی و مشکلات اقتصادی که مردم را وادار به خروج از وطن خود می کند، در همان مبدا حل و فصل شوند. در جایی گفته است: «آنچه ما به دنبالش هستیم، ایجاد فرصتی است که از پاناما تا مرز ایالات متحده آمریکا، مردم به قدری فرصت شغلی مناسب داشته باشند که دیگر نیازی به مهاجرت نباشد.»

ترامپ نیز معتقد است که مشکل مهاجرت از آمریکای مرکزی باید حل شود. به همین سبب برنامه ای را آماده می کند که در آن با قاچاقچی های انسان و باند های مهاجرت غیر قانونی مبارزه می کنند.

افشاگری ویکی لیکس

روز 15 ژوئیه 2018 خبرگزاری روسی اسپوتنیک، ابعاد جدیدی را از شخصیت و آینده روابط آمریکا و مکزیک را ترسیم کرد. در این روز خبری منتشر شد مبنی بر آنکه “ویکی لیکس”، پایگاه انترنتی که “جولین آسانژ” موسس آن است و به افشای اطلاعات طبقه بندی شده و محرمانه بین المللی می پردازد، به تازگی و با انتشار دو نامه دیپلماتیک اعلام کرده، واشنگتن بیش از ده سال است که در حال مطالعه بر روی “مانوئل لوپز اوبرادور”، رئیس جمهور منتخب مکزیک است. این شواهد بیان می کنند که آمریکا پیش بینی کرده است، وی در آینده به یک چهره «کاریزماتیک برجسته» بدل خواهد شد که برای رسیدن به اهدافش، حاضر به انجام هر عملی است.

دو نامه یاد شده، یکی در سال 2006 و یکی در سال 2009 نوشته شده اند. در آن ها مشخص شده است که واشنگتن به دنبال بررسی اطلاعات بیشتری از “لوپز اوبرادور” و متحدان سیاسی اش است؛ ضمن آنکه توجه ویژه ای به ویژگی های رفتاری و خصایص او نیز شده است.

سال 2006 نیز “لوپز اوبرادور” در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده بود؛ در آن دوره تنها با 0.58 درصد کمتر نتوانست پیروز انتخابات شود. به همین سبب در مکزیک تظاهراتی نیز بر پا شد. در این میان دیپلمات های آمریکایی بر آن شدند تا با بررسی عمیق در وضعیت مکزیک، راهی را پیدا کنند که به این وضعیت دامن بزند و آن را گسترده تر کند.

در آن زمان، ناظران سیاسی که در نامه از آن ها اسم برده شده است، شیوه تفکر این رهبر سیاسی را بررسی کردند. وی در گزارش آن ها به عنوان فردی معرفی شده است که توانایی پذیرش شکست را ندارد. لازم به ذکر است که در آن دوران وی «قویا اعتقاد داشت» که در انتخابات ریاست جمهوری تقلب شده است.

در این نامه ها از دیگر ابعاد شخصیتی “لوپز اوبرادور” نیز سخن به میان آمده است. در یکی از آن ها نوشته شده است، “مانوئل لوپز اوبرادور” فردی است که برای رسیدن به هدفش دست به هر کاری می زند و حاضر است برای ترقی و پیشرفت به سمت آنچه برایش برنامه ریزی کرده، هر اقدامی بکند.

کسانی که وی را تحت نظر گرفته بودند، باور داشتند که با توجه به ویژگی های او، می توانند هم عقیده خود او و هم عقیده طرفدارانش را تغییر دهند.

آن ها همچنین تاکید کردند که با بررسی های این مدت مشخص شده است، “مانوئل لوپز اوبرادور” طرفدار خشونت نیست؛ بنابراین احتمال آن خیلی کم به نظر می رسد اعتراض های سال 2006 با خواست ونظر کامل وی شروع شده باشند.

در نامه ای که در سال 2009 نوشته شده است، خواستار جمع آوری اطلاعاتی شده اند که مشخص کند “لوپز اوبرادور” نسبت به کدام احزاب سیاسی مکزیک گرایش دارد وبا کدام یک از آن ها می خواهد در انتخابات سال 2010 و 2012 همکاری داشته باشد. این اطلاعات از آن جهت حائز اهمیت بود که “لوپز اوبرادور” در سال 2006 نتوانسته بود پیروز انتخابات شود، بنابراین در انتخابات بعدی، به طور حتم موارد دیگری را باید برای موفقیت انتخاب می کرد.

همه این ها برای وزارت خارجه آمریکا «نقشی کلیدی در تحلیل وقایع» داشت، به همین سبب فعالیت دیپلمات های مقیم مکزیک، برای آمریکا بسیار ارزشمند بود.

سایت افشا گر«ویکی لیکس» در حالی این نامه های دیپلماتیک را منتشر کرد که “مایک پومپئو”، وزیر امور خارجه آمریکا برای ملاقات با رئیس جمهور فعلی مکزیک و نیز رئیس جمهور منتخب و آینده آن در این کشور به سر می برد.

به طور حتم آمریکا اصلی ترین شریک تجاری و استراتژیکش در منطقه را به حال خود رها نمی کند. به عبارتی می توان این طور نتیجه گیری کرد که مکزیک به سادگی به سمت چپگرایی سوق داده نمی شود؛ بنابراین نباید به سرعت پیرامون گرایش های سیاسی آینده “اوبرادور” نتیجه گیری کرد.

محمد استادولی

کارشناسی ارشد مطالعات آمریکای لاتین

منابع: www.parstoday.com

www.elpais.com

www.sputnik.com

https://www.rt.com/

[/fusion_text][/fusion_builder_column][/fusion_builder_row][/fusion_builder_container]