مقدمه
آمریکای جنوبی قارهای است با فرهنگهای متنوع و رنگارنگ است.
با توجه به تاریخچه استعماری آن، آمریکای جنوبی مکانی است که فرهنگ استعمارگران اروپایی خود را با فرهنگ غنی بومی و سنتهای آفریقایی گرد هم میآورد. در حالی که بسیاری از مکانها در آمریکای جنوبی همچنان با فقر و خشونت دست و پنجه نرم میکنند، این سرزمین مملو از فرهنگهای مختلف، محل تولد طیف بسیار متنوعی از هنرمندان میباشد. با ادامه این مطلب با ما همراه باشید تا با ۹ هنرمند خارقالعاده اهل آمریکای جنوبی آشنا شوید.
۱- Jesus Rafael Soto (خسوس رافائل سوتو، ونزوئلا)

مجسمه ساز و نقاش اهل ونزوئلا، خسوس رافائل سوتو، یک هنرمند خودآموخته بود. ویژگی اغلب آثار او این است که آنها را طوری طراحی میکرد که خط بین بیننده و شی محو میشد، گویی این شی است که به ببینده نگاه میکند و او را تحلیل میکند.
این هنرمند ونزوئلایی که در سال ۱۹۲۳ متولد شده، بیشتر به خاطر هنر چیدمان سه بعدی خیرهکننده خود شناخته میشود. بسیاری از مجسمههای او بازدیدکنندگان را دعوت کرده تا وارد آنها شوند و مردم را به بخش مهمی از آثار هنری تبدیل میکنند. خسوس رافائل سوتو با این کار، جهان بینی تحمیلی استعماری را که سوژه و ابژه را از هم جدا میکند، به چالش میکشد. در عوض، آثار هنری سوتو تجلی فیزیکی یک جهان بینی را تشکیل میدهند که در آن همه چیز یکی و برابر است؛ آثار هنری سوتو انعکاسی گ فیزیکی از جهان هستی را نشان میدهد که در آن همه چیز یکی است.خود خسوس رافائل سوتو این احساس را به صورت زیر بیان کرد:
ما ناظر نیستیم، بلکه اجزای سازنده واقعیتی هستیم که میدانیم سرشار از نیروهای زنده است که بسیاری از آنها نامرئی هستند. ما مانند ماهی در آب، جهان را تجربه میکنیم: از ماده-انرژی جدا نیستیم. در داخل (جهان) هستیم، نه در مقابل آن. دیگر فقط یک ببینده، بلکه عضوی شرکت کننده در جریان هستی میباشیم.
۲- Roberto Mamani Mamani (روبرتو مامانی مامانی، بولیوی)

روبرتو مامانی مامانی یک هنرمند بومی (سرخپوست) اهل بولیوی است و آثار هنری رنگارنگ او به شدت تحت تأثیر زیباییشناسی مردم آیمارا است. آثار هنری رنگارنگ او به شدت متاثر از عناصر هنری قبیله آیمارا است. از زمان استعمار قاره آمریکای جنوبی، فرهنگ و هنر مردم بومی سرکوب و کمارزش شده است و به همین دلیل موفقیت بینالمللی او بیش از پیش چشمگیر به شمار میرود. اما هنر روبرتو مامانی مامانی به دنیای گالریهای هنری و موزهها محدود نمیشود. او همچنین با سبک هنری منحصر به فرد خود، با نقاشی دیواری تعداد زیادی از ساختمانهای شهر خود را زیبا کرده.
۳- Tarsila do Amaral (تارسیلا دو آمارال، برزیل)

هیچ هنرمند دیگری مانند تارسیلا دو آمارال، متولد ۱۸۸۶، هویت ملی دنیای هنر برزیل را تحت تأثیر قرار داده است. با این که سبک هنری او در طول زمان دچار تحولات متعددی شده، او بیشتر به خاطر نقاشی “آباپورو” که انسانی را با پاهای بزرگ نشان میدهد، شناخته میشود. این نقاشی که برخی آن را مشهورترین نقاشی در برزیل میدانند، باعث ایجاد جنبشی هنری شد که دوستان نردیکش آن را جنبش انسانخواری (Anthropophagia) نامیدند.
آنتروپوفاژیا به معنای آدمخواری است و به نحوهای که فرهنگهای مختلف در برزیل ترکیب شدهاند اشاره دارد. از نظر هنرمندانی که آغازگر این جنبش بودند، ترکیب منحصربهفرد فرهنگهای بومی، اروپایی و آفریقایی ناشی از تاریخ بردهداری و استعمار، برزیل را به شکل امروزی درآورده است. به عبارت دیگر گویی برزیل فرهنگهای مختلف را خورده و حاصل آن این فرهنگ جذاب و خاص است که در جامعه امروزی این کشور میبینیم. حالا برزیل صاحب فرهنگی است که دیگر با هیچ ساختار یا استعمار بیگانه تحت تأثیر قرار نمیگیرد.
با اینکه تارسیلا دو آمارال با آغاز جنبش آنتروپوفاژیا، جایگاه ثابتی در دنیای هنر برزیل برای خود ساخت، او تا زمان مرگش در سال ۱۹۷۳ به کاوش و ترکیب سبکهای هنری مختلف ادامه داد. مجموعه آثار او ادای احترام به پویایی و تنوع رنگارنگ و هویت ملی هنری برزیل به شمار میرود.
۴- Fernando Botero (فرناندو بوترو، کلمبیا)

فرناندو بوترو که به خود لقب “کلمبیایی ترینِ هنرمندان کلمبیایی” را داده، در سال ۱۹۳۲ در مدئین متولد شد. سبک هنری منحصر به فرد فرناندو بوترو نه تنها تحسین جامعه هنری بین المللی را برانگیخته، بلکه حتی نام او را بر روی سبک خاص او گذاشتهاند: بوتریسم. بوترو سوژههای مجسمهها و نقاشیهای خود را به طور اغراقآمیز چاق نشان میدهد. این کار به آثار او بُعدی میدهد که هم انتقادی و هم طنزآمیز است.
امروزه نقاشیهای او در گالریهای سراسر جهان یافت میشود و مجسمههای او را در مکانهایی مانند ایروان، سنگاپور و اورشلیم میتوان دید. با این که بوترو تا زمان مرگش دائما به زادگاهش مدئین سفر میکرد، دهههای آخر زندگی خود را در اروپا گذراند. او در سال ۲۰۲۳ در سن ۹۱ سالگی درگذشت.
۵-Pedro Lira (پدرو لیرا، شیلی)

پدرو لیرا نه تنها به عنوان نقاش زنان در تاریخ ثبت شده است، بلکه به عنوان یک چهره مهم در خلق صحنه هنری شیلی نیز از او یاد میشود. او که در سال ۱۸۴۵ در خانوادهای ثروتمند به دنیا آمد، پرترههای او از زنان طبقات اجتماعی مختلف واقعیتهای قرن نوزدهم شیلی را ثبت میکند. او همچنین یکی از بنیانگذاران موزه ملی هنرهای زیبای شیلی بود. کاری تعهد و وفاداری خود را به کشورش ثابت کرد.
۶- María Freire (ماریا فریره، اروگوئه)

ماریا فریره، هنرمند اروگوئهای در سال ۱۹۱۷ به دنیا آمد و بیشتر به خاطر نقاشیهای رنگارنگ و غیرتجسمیاش شناخته میشود. سبک او تحت تأثیر تحقیقات او در مورد ماسکهای آفریقایی و هنر تودههای بومی آمریکای جنوبی است که زبان هنری منحصر به فردی را به وجود آورده است که فراتر از عناصر زیبایی شناسی تحمیلی دوره استعماری آن زمان میباشد. او به همراه همسرش خوزه پدرو کوستیگلیو، گروه هنری نو فیگوراتیوو را تأسیس کرد که بر دنیای هنر در اروگوئه و فراتر از آن تأثیر گذاشته است. او در سال ۲۰۱۵ درگذشت.
۷- Ignacio Núñez Soler (ایگناسیو نونیز سولر، پاراگوئه)

آثار این هنرمند پاراگوئهای، ایگناسیو نونیز سولر، که در سال ۱۸۹۱ متولد شده، با دغدغههای او در مورد عدالت اجتماعی شناخته میشود. او با اعتقاد راسخ به حقوق کارگران، نقاشیهایی خلق کرد که واقعیت زندگی در پاراگوئه را نشان میداد. او همچنین از پذیرش و تبعیت از استانداردهای اجتماعی مردسالار آن زمان خودداری کرد، به همین دلیل تصمیم گرفت هنگام امضای نقاشیهایش از نام خانوادگی مادرش استفاده کند. تا زمان مرگش در سال ۱۹۸۳، این هنرمند به مستندسازی زندگی خیابانی و فرهنگ پاراگوئه ادامه داد و بازارها، میادین شهرها و فرهنگ مردم عام را به تصویر کشید.
۸- Pablo Amaringo (پابلو آمارینگو، پرو)

پابلو آمارینگو، متولد سال ۱۹۳۸، هم شمن (حکیم دانا به علم غیب) و هم هنرمند بود، که شاید توضیح دهد که چرا نقاشیهای او از مناظر توهم زا، هم رنگارنگ و هم محسور کننده هستند. این نقاش پرویی از ده سالگی شروع به نوشیدن داروی گیاهی و روانگردان آیاواسکا (ayahuasca) کرد و شغل او به عنوان یک شمن او را در نقطه تلاقی هنر و معنویت قرار داد. آثار او مراسمی سنتی در پرو را نشان میدهند که در آن حکیم روستا با جمعآوری گیاهان دارویی به ساخت دوا و دارو میپردازد. این آثار دیدگاه و بینشی متفاوت را نسبت به پرو و آمریکای جنوبی در اختیار بیینده غربی قرار میدهد.
۹- Araceli Gilbert (آراسلی گیلبرت، اکوادور)

آراسلی گیلبرت مهمترین نقاش اکوادوری قرن بیستم است. او در سال ۱۹۱۳ در خانواده ای ثروتمند به دنیا آمد و چندین سال را به تحصیل و کار در خارج از کشور گذراند که او را در معرض سبکهای هنری مختلف قرار داد. پس از بازگشت به اکوادور در دهه ۱۹۵۰، او به سرعت به یکی از چهرههای مهم در میان روشنفکران اکوادور تبدیل شد. آراسلی گیلبرت، مانند بسیاری از هنرمندان آن زمان، خود را با یک چپگرا میدانست. او در سال ۱۹۹۳ درگذشت و به عنوان یکی از پیشگامان هنر مدرن اکوادور، میراثی از خود به جای گذاشت. امروزه از او به عنوان اولین هنرمندی یاد میشود که هنر غیرتجسمی را به اکوادور معرفی کرد.
آینده هنرمندان آمریکای جنوبی
در حالی که اکثر کشورهای آمریکای جنوبی در قرن نوزدهم استقلال یافتند، تاریخ استعماری آنها قابل پاک شدن نیست. زخمهایی که در نتیجه بردهداری، استثمار زمین و سرکوب خشونت آمیز فرهنگهای بومی ایجاد شده، هنوز قابل احساس است. با این حال، تاریخ دردناک استعمار و سرکوب، آمریکای جنوبی را به مکانی تبدیل کرده است که فرهنگهای سه قاره را گرد هم میآورد و در نتیجه پدیده های فرهنگی منحصر به فردی مانند کاپوئرا، سالسا، تانگو و سامبا را به وجود آورده است. همانطور که آمریکای جنوبی شروع به بازپس گیری تمام بخشهای میراث خود، از جمله فرهنگ بومی میکند، صحنه هنری آن حتی غنی تر از این خواهد شد.

